داود بن علينقى وزير وظايف
121
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
در بالاى « كوه ابوقبيس » ، مختصر عمارتى كه مشتمل است بر محراب و مأذنه ساختهاند ، و آنجائى است كه « حضرت خاتم الانبياء » بر او صعود فرموده و فرمودند : « قُوْلُوا : لا إلهَ الّا اللَّه تُفْلِحُوا » . در روز « فتح مكه » امر فرمودند « بلال » را ، كه بر آنجا صعود كرده اذان گفت . اين كوه از همه جاى هر دو دره نمايان و ديده مىشود ، از ساير كوههاى دور ، قدرى مرتفعتر و بزرگتر است ، در اخبار خيلى از « ابوقبيس » تعريف شده است ، و در خبر است كه احجار « مكه » از پنج كوه برداشته شده است و « حضرت ابراهيم » ( ع ) بنا فرموده است ، كه يكى « ابوقبيس » است ، و در اخبار است كه دعا در كوه « ابوقبيس » مستجاب است ، و در اوست قبر « آدم » و « حوا » و « شيث » على خبرٍ « 1 » . و ايضاً در خبر است كه « ابوقبيس » افضل « جبال مكه » است ، و اول كوهى است كه خداوند در زمين قرار داد ، « حجرالاسود » در او بود از زمان طوفان « نوح » ، تا اين كه « جبرئيل » او را به « حضرت خليل الرحمن » داد ، كه در موضع خود نصب كند ، موافق اخبار و احاديث عامه و خاصه ، اول كسى كه بنيان خانه « كعبه » كرد ، « حضرت آدم صفى اللَّه » بود ، و بود تا « طوفان نوح » او را فرو گرفته و مدتها تلّى « 2 » سرخ مىنمود ، تا آن گه كه « حضرت خليل الرحمن » آن خانه را بنيان فرمود ، و در « طوافِ » آن ، سنتها مقرر فرمود ، و مردم به جاى مىآورند . خانه كعبه « خانه كعبه » را ديوارى بود به اندازه قامت ، كه آن را از سنگ بر هم نهاده بودند ، و چاهى در آن بود كه گنجينه كعبه را در آن چاه مىنهادند ، و آن چاه خزانه و گنجينه و مخزن نذورات بود ، گاهى سيلاب در آن ديوار رخنه مىكرد ، و چون ديوار پست بود ، دزدان گاهى رفته و از اندوختههاى نذورات دزديده ، تا شبى چندتن به درون آن حائط رفته و سرچاه گشاده ، مجسمه آهويى از طلا ، كه پاهاى آن مرصع به جواهر گرانبها بود بدزديدند . فرداى آن شب قريش مطلع شده درصدد و تفحص برآمده ، آن مجسمه را در خانه « وديك » نام ، كه غلامى از « بنى خزاعه » بود يافتند و دست وى را قطع كرده ، مجسمه را به
--> ( 1 ) - اين خبر صحيح نيست . ( 2 ) - تپه - توده بزرگ خاك .